مؤلف مجهول
387
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
[ باب سى و پنجم در تذكرهء احوال حضرت خواجه فقيه محمد قدس الله تعالى روحه ] باب سى و پنجم در تذكرهء احوال و تعيين اوضاع و تفسير اقوال بندهء خاص احد ، و عابد ملك صمد ، و پيروى شرع احمد ، حضرت خواجه فقيه محمد قدس الله تعالى روحه العزيز ، كه مردى بود قوىحال و مسيح اقوال ، و نيكوخصال ، و مجذوب الاصل « 1 » ، يعنى مادرزاد . تا دوازدهسالگى مجذوب بود ، و بعد از آن به سلوك درآمد . آن روز كه حضرت خواجه تولد كرد جمعه بود « 2 » و وقت نماز . يكبار اذان گفته شده بود كه از رحم مادر به زمين افتاد ، و اين آيت خواند كه ، قال الله تبارك و تعالى : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا « 3 » إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » [ الجمعة : 9 ] . پدرش ازينجهت بسى خوشحال شد و مفاخره كرد و شكر بسيار « 4 » گفت كه : الحمد لله ! كه از پشت من سودحى اين نوع فرزند به وجود آيد « 5 » كه من اول الامر از وى اين نوع « 6 » كرامت ظاهر شود . و صدقهها در راه حق سبحانه و تعالى در حق اين فرزند خود گذرانيد . و اين فرزند خود را نيك محافظت كرد . چون فرزند يكساله شد ، بيش از همه چيزى كه بر زبان او « 7 » جارى شد ، اين بود كه گفت « 8 » : « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً » [ الاعراف : 55 ] . و بعد از آن هميشه مىگفت : الله ربى ! و ليكن آهسته . و غير ازين هيچچيز بر زبان او راه نيافت . و كرامات مختلفه از وى ظاهر شدن گرفت . و بابا بسى مىترسيد كه اين فرزند نخواهد بر من وفا كرد ، زيراكه از ولى هرگاه كه خرق عادت ظاهر شود « 9 » در عمر وى نقصان شود . باز به خود مىگفت : اى سودحى ! اين مقدار هست كه فرزند تو مجذوب است و مجذوبان را حقتعالى در امان خود دارد « 10 » ازينجهت اعتماد بر عمر وى توان كرد . و در محافظت وى سعى نمود و اهتمام كرد . حضرت بزرگوار خواجه فقيه محمد « 11 » دوازدهساله شد . بعد از آن جذبهء وى تسكين يافت و به كليه خلاص شد . آنگاه طعام خورد و آب نوشيد . تا اين زمان چه طعام خورده و چه آب نوشيده و چه سخن گفته ! آن روز كه سخن گفت و « 12 » طعام و شراب در كار داشت ، دانستند « 13 » كه جذبه از وى زايل شد . پدرش بسى خوشحال شد و به مكتب سپرد . در اندك فرصت كار خود را در مكتب
--> ( 1 ) - ت : مجذوب اصل ( 2 ) - ب : خواجه متولد شد روز جمعه بود ( 3 ) - الف ، ت : فاستعوا ( 4 ) - ب : + به حضرت آفريدگار كرد و ( 5 ) - ت : به وجود آمد ( 6 ) - ب : چنين ( 7 ) - ت : زبان وى ( 8 ) - ب : - گفت ( 9 ) - ب ، ت : ظاهر گردد ( 10 ) - ب : حقتعالى نگاهدار است ازين ( 11 ) - ب : خواجه محمد فقيه ( 12 ) - ب : - طعام خورد . . . و ( 13 ) - ب : - دانستند